بعد از این كه مدت ها دنبال دختری باوقار و باشخصیت گشتیم كه هم خانواده ی اصیل و مؤمنی داشته باشد و هم حاضر به ازدواج با من باشد، بالاخره عمه ام دختری را به ما معرفی كرد.وقتی پرسیدم از كجا می داند این دختر همان كسی است كه من می خواهم، گفت: (به ادامه ی مطلب مراجعه کنید)
ادامه طنز شیرین خواستگاری دانشجوئی -->
زن : ببینم حقوق این ماهت رو چیكارش كردی؟ هان؟ ![]()
مرد : راستش، راستش ... الان میگم!
زن : بذار اصلا خودم جیباتو بگردم ببینم ... دیگه نمیشه به حرفات اعتماد كرد!
مرد : باباجون نكن همچین، یه دقیقه وایسا ... ![]()

زن (در حالی که جیب پشت شلوار شوهرش رو چک می کنه) :
پس کجا قایمش کردی ذلیل مرده؟! ![]()
مرد با گریه : به خدا تو جیبام نیست! چرا آخه همش من باید بازرسی بدنی بشم؟ ![]()

مرد : حالا راضی شدی؟ دیدی از جاسازی خبری نیست؟ ![]()
زن (در حالی که یه مرتبه نگاهش به كیف خودش می افته) : ای وای اونجا رو کیفم گذاشتیش؟!
مرد : امون نمیدی بهت بگم که ...![]()
زن : مووووچ
مرسی عزیزم واس همینه كه من اینقده دوست دارم گلم ... ![]()
- برچسب ها:طنز ،طنز زن و شوهر ،طنز جالب و خنده دار ،عکس خندهدار ،
تبلیغات 